عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

127

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

او زد كه از سلاحش گذشته از اسب بر زمينش افكند بستور خود را به دو رسانيده با شمشير سرش را از بدن جدا و آنچه از سلاح پدرش با او بود ربوده مظفّرانه نزد عموى خود بازگشت گشتاسب امر داد كه بمحلّ خود در ميدان برگردد . نتيجهء جنگ - فتح گشتاسب و فرار ارجاسب پس اسفنديار و گرامى كرد و بستور با ساير سران ايرانى بر تركان حمله‌ور شدند و با گرز و شمشير صفوف آنانرا درهم شكسته تركان را مضروب و منكوب و مقتول ساختند به نحوى كه ارجاسب و خواصش رو بفرار نهادند و از سربازانش آنچه كه از دم شمشير نگذشته بودند امان خواستند گشتاسب موافقت كرده امر داد همه را بين سران سپاه تقسيم نمايند و خود مظفّر و منصور بمعسكر خود بازگشت فرداى آن روز خود بميدان جنگ رفته امر داد تا اجساد ايرانيان را از لاشهء تركان جدا كرده نعش چهار فرزند و برادرش زرير را با تابوت‌هاى جداگانه به ايران روانه دارند پس نسبت بمواظبت مجروحين اوامر لازمه صادر نموده غنائم جنگ را تقسيم نمود و بستور را با چندين لشگر بتعاقب ارجاسب اعزام داشت كه او را تا ساحل جيحون دنبال كند . و خود پس از آنكه با سپاهيان به بلخ وارد شد بشكرانهء اين پيروزى به دادن صدقات و انجام اعمال نيكو پرداخته آتشكده‌اى بنام آذر نوش در آن شهر بنا نمود و اسفنديار را برتبهء سپهبدى مفتخر و خلاع فاخره به او و ديگر سر كردگان قشون اعطا نمود . فرستادهء سلاطين زمان هدايا و خراجها به خدمت آوردند . پس اسفنديار را امر داد كه با عساكر خود بتفتيش مملكت پرداخته جهد كافى در تقويت آئين مجوس مبذول دارد . داستان اسفنديار و آنچه بر او وارد آمد اسفنديار به منظور بسط قدرت دولت و تشييد مبانى مذهبى و تضمين رعايت قانون و تعميم نظم و اعمال حكومت مطلقه در ايالات مركزى و سرحدّى بجاى پدر در رأس قشون تمام ايالات كشور را بازديد نمود .